السيد موسى الشبيري الزنجاني
7481
كتاب النكاح ( فارسى )
واقع استعمال با قرينه است و لازمهاش اين نيست كه هر جا صلاة استعمال شد ، در خصوص صحيحه استعمال شود ، تا مجبور باشيم در نمازهاى فاسد ، قائل به مجاز شويم . بنابراين به نظر ما كلًا نمىشود براى وضع صحيح استدلال كرد ، آنهم نه از باب اشكال مرحوم آقا ضياء كه مبتنى بر اعم بودن استعمال است . سخن نهايى استاد : به نظر مىرسد در ماهيات مخترعه ، چيزى كه اولين بار اختراع و ساخته مىشود ، لفظ وضع شده براى آن شئ ، براى صحيحش وضع مىشود ، يعنى لفظ به وضع تخصيصى ، براى صحيح وضع شده ، ولى خود به خود و در اثر كثرت استعمال لفظ توسعه پيدا مىكند و به وضع تخصصى أعم مىشود . قورى اگر ترك خورده باشد ، قورى است ، قورى كه دستهاش شكسته باشد ، قورى است ، واضعى كه اول اسمگذارى مىكند ، اينها را قيد نكرده است ولى در اثر كثرت استعمال به وضع تخصصى توسعه پيدا مىكند ، اين انبساط طبيعى در اين الفاظ هست كه و لو اول براى صحيح است ولى بعد توسعه پيدا مىكند . « 1 » خلاصه مرحوم صاحب جواهر در اينجا ادعاى وضوح مىكند كه الفاظ أعم از حقيقت و غير آن است . ناگفته نماند كه رابطه احكام با موضوعات از اين جهت هميشه يك گونه نيست و چنين نيست كه احكام هميشه اقتضاء كنند كه موضوعشان صحيح باشد ، بلكه فقط برخى از احكام اقتضا مىكنند كه روى صحيح رفته باشد . موارد مختلف است ، مثلًا مرحوم آقاى خوئى در بحث ثمرات تقدم زن بر مرد در نماز ، گفته تقدم زن بر مرد در نماز موجب بطلان نماز كسى است كه متأخر است و پشت سر زن مىخواهد نماز بخواند ، اين مورد بحث است كه حالا كه نماز زن اشكال دارد ، آيا
--> ( 1 ) - توضيح استاد مدظله : اين نكته يك وقتى به ذهنم آمده بود ديدم كه به ذهن مرحوم آقاى ميرزا عبدالله مجتهدى هم كه از علماء درجه اول و از اكابر علماء بود ، همين آمده است ، به ايشان عرض كردم ، فرمود من هم به نظرم مىآيد ، منتها او يك مثالى اضافه كرد ، ايشان تعبير مىكرد مانند روغن كرچك است ، يك قطره كه مىخورد انبساط طبيعى دارد ، خود به خود منبسط مىشود و همه جا را مىگيرد